گیم استریم (2)؛ چرا استریمر می‌شویم و چرا استریمرها را دنبال می‌کنیم؟


از آنجایی که پدیده استریمری چند وقتی است که موردی خاص در جامعه گیمرها شده پس؛ من هم در سری پست های “گیم استریم” به این مسئله می پردازم. در قسمت دوم به سراغ “علل گرایش به استریمر شدن و استریم دیدن” رفته ام.
برخی به تماشای بازی فوتبال می روند، ما هم گیم استریم ها را تماشا می کنیم. برخی دیگر به سینما می روند؛ ما هم به توئیچ و یوتیوب و آپارات می رویم. برخی روی صحنه تئاتر به اجراگری می پردازند و ما هم پشت سیستم بازی خودمان؛ اجراگری می کنیم.
علل گرایش به استریمر شدن:
– معروف شدن (شهرت)
– پولدار شدن (ثروت)
– نشان دادن مهارت به دیگران
– اثبات خود به دیگران و اعلام حضور
– فعالیت اجتماعی؛ اجتماعی شدن (انسان مدنی بالطبع است)
– جدی گرفته نشدن در میان خانواده و جامعه و گرایش به خرده فرهنگ و کامیونیتی گیمرها
– کمک به صنعت گیم کشور
– کمک به سایر گیمرها برای تجربه (دیدن گیم پلی) بازیهایی که امکان باز یکردنشون رو ندارن
– هنرنمایی (گیمینگ، نریتیو، تدوین ویدئو)
– سرگرم کردن بقیه
علت تماشای استریم ها و دنبال کردن استریمرها:
– سرگرم شدن ؛ هر کدام از انسان ها با یک چیزی سرگرم می شوند. برخی برای دیدن فوتبال به استادیوم می روند، برخی برای تماشای فیلم به سینما می روند و برخی هم برای تماشای گیم به توییچ و یوتیوب و آپارات!
– احساس تعلق به کامیونیتی گیم مانند حسی است که طرفداران یک تیم فوتبال دارند.
– یادگیری گیمینگ بهتر
– کنجکاوی در مراحل یا بازی های جدید
– جذابیت بیشتر تماشای پلی دادن استریمر در حالی که مخاطب بیننده خود هم امکان و توانایی بازی با همان گیم را دارد. مانند تماشای فوتبال توسط یک فوتبالیست آماتور یا حرفه ای دیگر.
– اعلام موجودیت (ما هم هستیم)
– در جستجوی هویت یا هویت هایی شبیه به خود
– طنازی ها موجود در دل کار بینندگان را پای استریم ها می نشاند. به نوعی شاید بتوان مفهوم “نوپیدایش” ، “میان رسانه ای بودن” و “گیمینگ فراگیر” در مطالعات بازی را هم اینجا دنبال کرد.
-ایجاد حس تعلق و رفاقت بین استریمر و بینندگان (شاید حسی مانند فالوورها و اینفلوئنسرها)

چرا بازی های ویدئویی/رایانه ای جذاب هستند؟

این سوالی است که احتمالا خیلی تاکنون شنیده ایم. اما پاسخ چیست؟
پاسخ عملی همان است که شما و سایر گیمرهای معمولی تا حرفه ای را پای گیم های ویدئویی می نشاند.
اما پاسخ نظری به این پرسش که گیم ها چه چیزی دارند که مخاطبانشان را مجذوب می کنند به نظر بسیط و متنوع می آید.
من جذابیت این موضوع را به دو دسته گیم های غیر رایانه ای و جذابیت گیم های رایانه ای تقسیم میکنم.
اول) گیم ها به معنای عام و پایه خود جذاب هستند، چرا؟ این را باید در ذات تطبیق پذیر و سرگرم کننده بازی با مغز جستجو کرد و البته از سایر مکانیزم های انسان (این مخلوق عجیب خداوند) غافل نشد.

جایی که مغز و حواس (شما بخوانید دل) هر دو از گیم لذت می برد. حالا از قوانین و چالش های آن یا از یادگیری یک مهارت در آن و یا حتی احساساتی که فقط با مغز درک نمی شوند مانند حس رقابت و کل کل و یا حس اعتماد بنفس و … .
*
البته این مسئله را در سری پست های #قدرت_بازی ببشتر توضیح خواهم داد.
*
دوم) گیم ها به معنای اخیر آن یعنی گیم های رایانه ای. طبیعتا خیلی ها علت جذابیت این دسته از گیم ها را جذابیت توامان صوتی و تصویری و تعاملاتی می دانند. من پاسخ را از یایمون اینجنفلت نقل میکنم:
احساس/فانتزی/روایت/چالش/معاشرت/اکتشاف/بیان/تسلیم و وقت گذرانی

پس یک‌گیم ویدئویی جذاب است چون از همه و یا برخی از عوامل ذکر شده در هر دو دسته برخوردار است. هر چند عوامل بیرونی مانند دیده شدن، درآمد زایی و اشتغال، قمار، دوست یابی و … هم پاسخ های غیرمعقولی به نظر نرسند.

شما چه نظری دارید؟ چه چیزی در بازی ها شما را پای آنها می نشاند؟ 😉🤔

 

شما می توانید این ویدئو را از اینجا دانلود نمایید.

قدرت بازی (1)؛ چرا گیم های ویدئویی این قدر طرفدار دارند؟

قدرت بازی (1)

چرا گیم های ویدئویی این قدر طرفدار دارند؟

تا حالا به این سوال فکر کردید که اگر گیم های ویدئویی یا همان بازی های رایانه ای واقعا فقط یک بازی و وسیله سرگرمی و وقت تلف کردن (وقت گذراندن یا همون اسپند کردن زمان) هستن پس چرا این همه طرفدار دارند؟ آن هم نه فقط در محدوده سنی کودکان. آن هم نه فقط از یک طبقه اجتماعی و یا دارای بضاعت اقتصادی خاص. آن هم نه فقط از یک دسته خانواده های خاص  با سبک زندگی خاص یا غیر خاص. آن هم نه فقط در یک کشور و یا در یک شهر. گیم ها همه جا هستند، فقط کافیه دور و برتون رو خوب نگاه کنید.

*****
وقتی در اطرافتان کاوش می کردید آیا این جملات را هم شنیدید؟

نترس، انجامش بده این فقط یه بازی.

ببین مثله یه بازی بهش نگاه کن و برو سمتش. این جوری باهاش کنار میای.

جدی نگیرش. یه بازی بیشتر نبود.

نتیجه اش خیلی مهم نیست، اون فقط یه بازیه. نباید اینقدر خودت رو ناراحت کنی.

*****

خب آیا ذهن ما هم به مانند تفکر تقطیع شده در مغز بعضی از دیگران؛ بازی را فقط یک کار بدون نتیجه خاصی در نظر می گیرد؟

آیا ذهن ما به بازی به چشم یک قمار نگاه می کند که عدم قطعیت و جوایز حاصل از آن، برایش جذاب است و ذهن را و شاید هم نفس را به طمع می اندازد؟

آیا ذهن ما الگوهای جاسازی شده درون بازی را کشف کرده، با چالش های آن آشنا شده و مهارت های لازم برای حل کردن آن چالش ها را یاد میگیرد و از این یادگیری و حل معما (ذهنی یا فیزیکی) لذت برده و اندروفین ترشح می کند و آن احساس “قیژ” درون دل ما بوجود می آید (همان رعشه هایی که در قسمت پایین ستون فقرات حس می کنیم)؟

آیا ذهن ما در حالت عادی هم به دنبال ساختن مدل های انتزاعی از واقعیت برای تمرین کردن آن هاست تا انجامشان برایش راحت تر شود و گیم هم نوعی از همین انتزاعی سازی هاست (تتریس، بازی های استراتژی، حتی خاله بازی!!)؟

آیا چه …؟

 

به هر حال باید قبول کنیم ذهن ما از انجام بازی لذت می برد، چون کلا ما (یعنی نوع بشر؛ این مخلوق عجیب خداوند) نیاز به سرگرم شدن دارد و به همین دلیل سرگرمی را رها نمی کند. بیایید دور و برمان را بیشتر نگاه کنیم، همه ما با چیزهای مختلفی سرگرم می شویم. با کتاب، شعر، خوردن و نوشیدن، چیپس و پفک، ورزش، انداختن تاس و حتی کار کردن! حتما شنیده اید که کار کردن خود یک جور سرگرمی است و اگر این گونه به کار نگاه کنید از آن لذت هم می برید و اصلا شاید فلسفه “گیمیفیکیشن” همین باشد که “کار تفریح مرد (نوع بشر) است”.

گیم ها فقط یک نوع خاص و البته زیبا از این سرگرمی ها هستند که هم لذت داستان گویی و قصه شنیدن را دارند، هم احساس آگاهی و دانش به مانند کتاب خواندن، هم هیجان فیلم و موسیقی و هم حتی کار کردن و یاد گرفتن یک مهارت. و این نسل آخر آنها یعنی گیم های ویدئویی همه اینها را به لطف یا به جبر تکنولوژی؛ به هوشمندی در کنار هم قرار داده است!

پس دور و برمان را خوب نگاه کنیم تا دلیل این محبوبیت را بیشتر بدانیم. بازی ها و نوع خاص آن گیم ها همه جا هستند چون ما به آن ها نیاز داریم …

پژوهش خبری صدا و سیما؛ مزایا و معایب بازی‌های اکشن

بازی های اکشن یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین ژانرهای بازی های ویدئویی است. خیلی از والدین بازی های رایانه ای رو به ماشین بازی یا تفنگ بازی می شناسن. شاید ذهن خیلی از اونها از ژانر اکشن فقط اکشن اول شخص تیراندازی هست و بس!

به هر حال بازی های اکشن همونطور که از اسمشون هم برمیاد بازیهایی هستن که پرجنب و جوش هستن. بازیهایی که انگار هیجان بیشتری رو به گیمرها تزریق می کنند.

شما می تونید این گزارش پژوهشی رو از اینجا دانلود و مطالعه کنید.

مطالعات بازی (4)؛ اگر گیم همان پلی نیست پس چطور بازی همان بازی است؟!

اگر گیم همان پلی نیست پس چطور بازی همان بازی است؟!

در مطالعات بازی (3) در مورد اینکه بازی‌های رایانه‌ای بگیم یا دیجیتالی یا ویدئویی یا موبایلی یا … صحبت کردم. حالا می‌خوام بگم که با وجود این تفاوت دیدگاه‌ها در انتخاب یک تعبیر مناسب برای این سرگرمی نوین، اصلاً Game و Play به فارسی چی می‌شن؟

دقیقاً مسئله ما تا حدی مربوط به برگردان فارسی این دو کلمه خارجی هست. یک تکنولوژی که از غرب(آمریکا) و شرق(ژاپن) اومده و حالا ماییم و نوای گیم و پلی و یک معادل فارسی به نام بازی که در عرف عامه جامعه هم کلی تعبیر دیگه در موردش وجود داره. به هر حال گیم و پلی هم در زبان انگلیسی برای مصارفی غیر از بازی‌های رایانه‌ای/ویدئویی/دیجیتال استفاده می‌شه. برای همین هم بهتره نگیم به جازی بازی مثلاً بگیم باجی یا بگیم باژی ؟! نمی‌دونم شاید انتخاب واژه معادل Game  و Play هم خودش داستانی باشه. اما بگذارید اصلاً ببینیم گیم و پلی با هم فرق دارن؟

اگر به تعاریف هویزینگا یا جول یا بعضی دیگه از پژوهشگران نگاه کنیم می‌بینیم که اونها گیم رو بازی کردن با قاعده و هدف می‌دونن. به طور خلاصه جول معتقد هست که گیم یعنی:

قانون محور هستن.

نتایج متغیر و قابل سنجشی دارن.

این نتایج دارای ارزش های مثبت و منفی هست.

چالش برانگیز هستن.

گیمر به لحاظ احساسی درگیر نتایج می‌شه.

عواقب گیم ها قابل بحث هست.

به هر حال باید برای این بازی هم فکری کرد.

مطالعات بازی (3)؛ چالش اصطلاحات (1): بازی‌های الکترونیکی، بازی‌های رایانه‌ای، بازی‌های ویدئویی، بازی‌های دیجیتال یا بازی‌های موبایلی یا چی؟

چالش اصطلاحات (1)

بازی‌های الکترونیکی، بازی‌های رایانه‌ای، بازی‌های ویدئویی، بازی‌های دیجیتال یا بازی‌های موبایلی یا چی؟

اگر شما جزء آدم‌هایی هستید که روی اسامی و کلمات حساس هستند و یا شخصی باشید که برای نوشتن یک مقاله یا کتاب دنبال اسم مناسب می‌گردید و یا اینکه نسبت به زبان فارسی تعهد خاصی دارید؛ در مورد انتخاب یک اسم مناسب فارسی برای گیم‌های ویدئویی کمی گیج می‌شوید. من که این طور هستم. البته کرافورد هم ظاهراً این‌طور است! (گری کرافورد) هرچند کرافورد بالاخره تصمیم نهایی را می‌گیرد و واژه گیم‌های ویدئویی را انتخاب می‌کند اما من و ما که فارسی زبان هستیم چه کنیم؟

خیلی خلاصه در مورد توضیح چند کلمه باید بگویم که:

گیم: بازی

بازی الکترونیکی: بازی‌ای که با دستگاه‌های الکترونیکی بازی می‌شود. (خُب خیلی وسایل الان الکترونیکی هستند)

بازی رایانه‌ای: بازی که با رایانه ساخته شده و یا با رایانه بازی می‌شود؟ و یا شاید هم با دستگاه‌های رایانه‌ای بازی می شود!

بازی ویدئویی: بیشتر اشاره به بازی‌هایی دارد که روی کنسول یا دستگاه‌های آرکید بازیم

ی می شود.

بازی دیجیتال: اگر دیجیتال را برگرفته از سیستم های باینری(دوتایی) بگیریم؛ با این حساب قایم باشک هم بازی دیجیتال است. (حالت صفر و یک)

بازی موبایلی: روی موبایل بازی می شود!

ادامه دارد…

پی‌نوشت: دیگرا مثل دایرک می‌گوید دیجیتال، گری کرافورد جامعه شناس می گوید ویدئویی، مهدی صادقی بازی‌ساز می گوید رایانه‌ای، بنیاد ملی بازی رایانه‌ای اخیراً گفته ویدئویی، آرش عیاری زومجی هم گفته ویدئویی. خودم هم می‌گم همش!!

مطالعات بازی(2)؛ بازی کردن گیم‌های ویدئویی یا بازی کردن با گیم های ویدئویی

بازی کردن گیم‌های ویدئویی یا بازی کردن با گیم های ویدئویی

Playing Video game یا Playing with Video game

بعد از اینکه متوجه شدیم مطالعات بازی یک دانش میان رشته ای(شاید مانند مهندسی صنایع خودمان!) است و در مورد این موضوع به توافق رسیدیم که برای پژوهش پیرامون بازی و انجام مطاعات بازی باید علاوه بر کتاب‌ها به سراغ بازی ها هم برویم و آن ها را نه فقط مرور، بلکه تجربه کنیم، به یک مسأله چالشی دیگر می رسیم.

آیا بررسی بازی کردن گیم های ویدئویی برای ما کافی است یا باید پیرامون بازی کردن با گیم های ویدئویی پژوهش نماییم؟

نیومن (2008) استدلال می کند که مطالعات دانشگاهی باید فراتر از تمرکز محدود بر “بازی کردن گیم های ویدئویی” رفته و باید به آنچه او آن را “بازی کردن با گیم های ویدئویی” می خواند، بپردازند. بازی کردن با گیم های ویدئویی شامل آن چیزی است که افراد فراتر از بازی کردن، با گیم ویدئویی انجام می دهند. شاید باید این طور بگوییم که آنها با گیم ویدئویی زندگی می کنند. بنابراین نباید فقط به دنبال گیم‌پلی ها، آسیب ها و کارکردهای گیم ها و … برویم. شاید خرده فرهنگ هایشان باید مورد بررسی قرار گیرد و شاید هم به دنبال فعالیت های گیمرها در نوشتن راهنماهای گام به گام بازی ها، تولید ویرایش ها، ساختن ماشینیما، طراحی و ساخت لباس کازپلی ها، نوشتن کدهای تقلب و … برویم و آنجا را هم در مقیاس پژوهشی مان وارد کنیم.

به هر حال گیم ها امروز فقط برای بازی کردن نیستند، انگار عده ای دارند با آنها زندگی می کنند!

مطالعات بازی(1)؛ آیا این همان مهندسی صنایع خودمان است؟