بازیِ زندگی (2)؛ تو دل طبیعت بگرد، سیر و سفر کن، آروم باش و به زندگیت فکر کن…

تو دل طبیعت بگرد، سیر و سفر کن، آروم باش و به زندکیت فکر کن…

تو بازی زندگی قبلی گفتم براتون که زندگی مثل یه بازی می مونه. گاهی اوقات اینقدر درگیر چالش ها برای گرفتن پاداش ها میشیم که اصلا قصه اصلی یادمون میره. گاهی هم فقط دنبال فرار کردن از تنبیه ها هستیم و می خوایم کمتر ضرر بکنیم. وقتی هم که از یه چالش سربلند بیرون میاییم احساس غرور می کنیم.

البته که زندگی مثل یه بازی می مونه. اما نه به این معنی که کار بی معنی و پوچی باشه.  چرا؟ چون بازی ها هم در خودشون اهدافی دارن. درس هایی دارن. قصه هایی عبرت آموز دارن و … و می تونن برای یاددهی هم استفاده بشن. بازی ها میتونن درس زندگی به ما بدن!

تو این قسمت بازی زندگی سراغ یه بازی باحال که من واقعا توی اتمسفرش زندگی کردم میریم. بازی سفر پیرمرد …


بازی سفر پیرمرد بازی هست که انگار آدم رو به یک سیر آفاق و انفسی سوق میده. البته من کمی اغراق کردم تا بتونم مطلب رو در ذهن شما پررنگ کنم. ویدئو رو ببینید و بازی رو هم با جستجو از گوگل نصب کنید.
با آگاهی بازی کنیم…
با بازیمون زندگی کنیم…