قدرت بازی (1)؛ چرا گیم های ویدئویی این قدر طرفدار دارند؟

قدرت بازی (1)

چرا گیم های ویدئویی این قدر طرفدار دارند؟

تا حالا به این سوال فکر کردید که اگر گیم های ویدئویی یا همان بازی های رایانه ای واقعا فقط یک بازی و وسیله سرگرمی و وقت تلف کردن (وقت گذراندن یا همون اسپند کردن زمان) هستن پس چرا این همه طرفدار دارند؟ آن هم نه فقط در محدوده سنی کودکان. آن هم نه فقط از یک طبقه اجتماعی و یا دارای بضاعت اقتصادی خاص. آن هم نه فقط از یک دسته خانواده های خاص  با سبک زندگی خاص یا غیر خاص. آن هم نه فقط در یک کشور و یا در یک شهر. گیم ها همه جا هستند، فقط کافیه دور و برتون رو خوب نگاه کنید.

*****
وقتی در اطرافتان کاوش می کردید آیا این جملات را هم شنیدید؟

نترس، انجامش بده این فقط یه بازی.

ببین مثله یه بازی بهش نگاه کن و برو سمتش. این جوری باهاش کنار میای.

جدی نگیرش. یه بازی بیشتر نبود.

نتیجه اش خیلی مهم نیست، اون فقط یه بازیه. نباید اینقدر خودت رو ناراحت کنی.

*****

خب آیا ذهن ما هم به مانند تفکر تقطیع شده در مغز بعضی از دیگران؛ بازی را فقط یک کار بدون نتیجه خاصی در نظر می گیرد؟

آیا ذهن ما به بازی به چشم یک قمار نگاه می کند که عدم قطعیت و جوایز حاصل از آن، برایش جذاب است و ذهن را و شاید هم نفس را به طمع می اندازد؟

آیا ذهن ما الگوهای جاسازی شده درون بازی را کشف کرده، با چالش های آن آشنا شده و مهارت های لازم برای حل کردن آن چالش ها را یاد میگیرد و از این یادگیری و حل معما (ذهنی یا فیزیکی) لذت برده و اندروفین ترشح می کند و آن احساس “قیژ” درون دل ما بوجود می آید (همان رعشه هایی که در قسمت پایین ستون فقرات حس می کنیم)؟

آیا ذهن ما در حالت عادی هم به دنبال ساختن مدل های انتزاعی از واقعیت برای تمرین کردن آن هاست تا انجامشان برایش راحت تر شود و گیم هم نوعی از همین انتزاعی سازی هاست (تتریس، بازی های استراتژی، حتی خاله بازی!!)؟

آیا چه …؟

 

به هر حال باید قبول کنیم ذهن ما از انجام بازی لذت می برد، چون کلا ما (یعنی نوع بشر؛ این مخلوق عجیب خداوند) نیاز به سرگرم شدن دارد و به همین دلیل سرگرمی را رها نمی کند. بیایید دور و برمان را بیشتر نگاه کنیم، همه ما با چیزهای مختلفی سرگرم می شویم. با کتاب، شعر، خوردن و نوشیدن، چیپس و پفک، ورزش، انداختن تاس و حتی کار کردن! حتما شنیده اید که کار کردن خود یک جور سرگرمی است و اگر این گونه به کار نگاه کنید از آن لذت هم می برید و اصلا شاید فلسفه “گیمیفیکیشن” همین باشد که “کار تفریح مرد (نوع بشر) است”.

گیم ها فقط یک نوع خاص و البته زیبا از این سرگرمی ها هستند که هم لذت داستان گویی و قصه شنیدن را دارند، هم احساس آگاهی و دانش به مانند کتاب خواندن، هم هیجان فیلم و موسیقی و هم حتی کار کردن و یاد گرفتن یک مهارت. و این نسل آخر آنها یعنی گیم های ویدئویی همه اینها را به لطف یا به جبر تکنولوژی؛ به هوشمندی در کنار هم قرار داده است!

پس دور و برمان را خوب نگاه کنیم تا دلیل این محبوبیت را بیشتر بدانیم. بازی ها و نوع خاص آن گیم ها همه جا هستند چون ما به آن ها نیاز داریم …